خانه / تحلیل، گزارش و مصاحبه / آیا روسیه در فناوری موشکی از آمریکا جلوتر است

آیا روسیه در فناوری موشکی از آمریکا جلوتر است

تعداد برنامه ‏های موشکی بسیار زیاد و متنوع می‏ باشد و البته پروژه‏ های پژوهش و توسعه و کار بر روی فناوری‏های نو در این حوزه معمولا به‏ صورت طبقه‏ بندی شده دنبال می‏‎شود. از اینرو قضاوت در مورد وضعیت کشورهای مختلف در بخش صنعت موشکی بسیار دشوار است. مقایسه پیشرفت کشورها دشوارتر است زیرا روسیه، چین و آمریکا راهبردهای متفاوتی را در این زمینه دنبال می‏ کنند. چین تصمیم گرفته تا به صورت چراغ خاموش جلو رود و افشاء برخی جزئیات از برنامه موشکی این کشور هر از چند گاهی نشان از موفقیت نسبی پکن در حفظ محرمانگی فعالیت‏های خود دارد. البته کنترل رسانه ‏ها توسط دولت چین بسیار شدید است و تاکید این کشور بر حفظ طبقه ‏بندی اطلاعات مربوط به پروژه‏های موشکی با توجه به فشار غرب منطقی به‏ نظر می‏رسد. روسیه در مقایسه با چین فشار کمتری بر رسانه‏ های خود اعمال می ‏کند اما از آنها می‏ خواهد تا در مورد وجود تقاضا برای تسلیحات روسی در کشورهایی که حتی سیاست‏ های همسو با روسیه را دنبال نمی‏ کنند اغراق نمایند. آمریکا رویه ‏ای متفاوت را دنبال می‏ کند و در ظاهر سیاست درهای باز برای رسانه‏ ها را دنبال می‏ کند و در تلاش است تا نشان دهد اطلاع ‏رسانی دقیقی در مورد پیشرفت‏های فناوری و بودجه ‏های نظامی خود دارد. البته این سیاست در کنار غوغالاساری رسانه ‏ای به بازاریابی تسلیحات آمریکایی کمک شایانی کرده است. واشنگتن همواره اصرار دارد که تسلیحات پیشرفته و روزآمد را تنها به شرکاء نزدیک خود می‏ فروشد و بر این اساس از فناوری نظامی در راستای تنظیم روابط سیاسی با سایر کشورها نیز بهره ‏برداری می‏ نماید و صد البته صورت‏ حساب‏های سنگینی برای کشورهای به اصطلاح هم‏ پیمان خود صادر می‏ نماید. البته در واقع برنامه ‏های توسعه فناوری تسلیحاتی حساس خود را به‏ صورت کاملا محرمانه دنبال می‏ کند.

پیش از مقایسه دستاورد کشورهای مختلف با یکدیگر باید دقت داشت که معمولا رسانه‏ ها با اهداف مختلف شامل ممکن است با استفاده از ادبیاتی خاص و یا لحنی ویژه جهت‏ گیری‏های غیرواقعی به اصل ماجرا وارد کنند. برای مثال اطلاق لفظ قاتل ناو هواپیمابر به موشک چینی دی‏ اف-۲۱ یک ترفند رسانه‏ ای برای جلب توجه مخاطب می‏ باشد. از طرف دیگر طرح مسائلی مانند تلاش آمریکا برای توسعه موشک‏های ضد ناو هواپیمابر از پایه بی‏اساس به نظر می‏رسد زیرا رقبای راهبردی این کشور شامل روسیه و چین سیاست توسعه گسترده ناوگروه‏های ضربتی به فرماندهی ناوهای هواپیمابر را دنبال نمی‏ کنند و برای رویارویی با ناوهای کوچکتر این کشورها استفاده از توان آفندی هواپایه نسل پنجمی و یا استفاده از تسلیحات زیردریایی پرتاب رویکرد اصولی‏‎تر می‏ باشد. تفاوت راهبردها نیز باید مدنظر قرار گیرد. برای مثال راهبرد دفاع هوایی آمریکا بر اولویت استفاده از نیروی هوایی استوار است در حالیکه روس‏ها بیشتر بر استفاده از رادارهای زمین‏ پایه و سامانه ‏های موشکی زمین به هوای خود متکی هستند. این راهبرد می ‏تواند به نوع اقلیم و شرایط جغرافیایی این دو کشور نیز مرتبط باشد. آمریکا از دو طرف با اقیانوس احاطه شده و در شمال و جنوب نیز تنها با دو کشور مکزیک و کانادا مرز خاکی مشترک دارد که هرگز این دو کشور تهدیدی علیه آمریکا نخواهند بود. روسیه مرزهای خاکی با کشورهای زیادی دارد و تلاش ناتو برای گسترش مرزهای خود به شرق اروپا توسط مسکو تهدیدی علیه این کشور تلقی می‏ شود.

بخش هوانوردی غیرنظامی آمریکا مراتب بزرگتر از روسیه است و تعداد فرودگاه های این کشور نیز بر روسیه فزونی دارد. توان آفندی دریایی سطحی و زیرسطحی آمریکا نیز بالاتر است البته فاصله در توان زیرسطحی چندان زیاد نمی‏ باشد. بر این اساس آمریکا می‏ تواند تعداد بیشتری از موشک‏ها و سامانه‏ های موشکی را بر روی شناورها و زیردریایی ‏های نیروی دریایی خود مستقر نماید در حالیکه روسیه ترجیح می‏دهد تعداد و تنوع سامانه‏ های موشکی زمین پایه خود را افزایش دهد. گستره کارکردی و عملیاتی این سامانه‏ ها متفاوت است و شامل سامانه‏ های پدافندی ویژه تامین پوشش دفاعی ستون‏ های زرهی در میدان نبرد تا دفاع منطقه‏ ای از محدوده ‏های وسیع می‏ شود. در طرف مقابل آمریکا چنین تنوعی را در سامانه‏ های موشکی زمین‏ پایه خود ندارد و بیشتر به توان پدافندی ناوگان هواپیماهای نظامی خود متکی است و تنها بر توسعه چند سامانه موشکی زمین‏ به هوا تمرکز کرده و تلاش نموده تا انعطاف عملیاتی آنها را افزایش دهد. نکته دیگر رساندن برنامه توسعه یک سامانه تسلیحاتی به مرحله بهره ‏برداری و استقرار میدانی است. ممکن است کشوری بر روی یک فناوری خاص و یا یک ویژگی‏های منحصر به فرد یک سامانه‏ موشکی مشخص هیاهوی بسیاری به راه بیاندازد اما هرگز موفق به عملیاتی کردن آن نشود. کمبود بودجه و یا بعضا بروز مشکلات فنی می‏تواند دلیلی برای وقوع این پدیده باشد. شلیک ‏های آزمایشی ملاک معیار خوبی برای ارزیابی توانایی یک سامانه موشکی است اما اغلب این آزمایش‏ها به ‏صورت خصوصی و محرمانه انجام می‏ شود و تنها اطلاعاتی کلی و تصاویری غیردقیق از آنها رسانه‏ای می‏ شود.

در برخی موارد مانور رسانه‏ ای می‏ تواند نقش اغراق‏ آمیزی را ایفا‏ء کند. برای مثال می‏ توان به آزمایش‏ های مربوط برنامه سپر دفاع موشکی آمریکا اشاره کرد. مروری بر گزارش‏های رسانه‏ ای یا اخبار منتشرشده توسط سازمان دفاعی موشکی این کشور نشان می‏ دهد که وضعیت مطلوب است و نتایج رضایت‏ بخش می‏ باشد اما وقتی اسناد راهبردی و یا گزارش‏های بازرسی ویژه مجلس نمایندگان آمریکا در این زمینه مورد مطالعه قرار می‏گ یرد به روشنی می‏ توان دریافت که کلیت برنامه موفقیت آمیز نبوده و عملکرد کلی این سامانه با انتظارات تطبیق ندارد. در طرف مقابل روسیه تمرکز خود بر حوزه دفاع ضدموشکی را در لایه ‏های دفاعی پیرامونی شهر مسکو متمرکز کرده است. تحلیل‏گران دفاعی غربی ضمن اذعان به برخی توانمندی‏ های سامانه موشکی پدافندی اس-۴۰۰ در زمینه دفاع موشکی، هزینه بالای توسعه و هزینه عملیاتی گزاف را به‏ عنوان نقاط ضعف آن بر می‏ شمرند. از منظر بازاریابی دو دیدگاه مختلف از سوی روسیه و آمریکا ارائه می‏ شود. روس‏ها بر تجهیزات سخت‏ افزاری و توانمندی اجزای مختلف سامانه اس-۴۰۰ تاکید می‏ ورزند و در بازارهای صادراتی عرضه هر یک از این تجهیزات را تبلیغ می‏ کنند در حالیکه آمریکا هویت یکپارچه‏ سامانه ‏های موشکی پدافندی خود مانند تاد و پاتریوت را پررنگ می‏ کند و سیاست فروش تعداد بیشتر این سامانه ‏ها به‏ منظور تامین پوشش دفاع هوایی برای مناطق گسترده ‏تر را دنبال می‏ نماید. در عین حال آمریکا با تکیه بر برتری نیروی دریایی و تعداد زیاد شناورهای سطحی خود الگویی مانند سامانه دفاع هوایی و موشکی ایجس را نیز توسعه داده در حالیکه مشابهی روسی برای آن نمی ‏توان برشمرد. در مجموع در حوزه سامانه ‏های پدافندی موشکی و تجهیزات دفاع موشکی نیز نمی ‏توان با اطمینان از برتری فناوری یک طرف نسبت به طرف دیگر صبحت به میان آورد.

موشک کروز حوزه دیگری از این بحث را تشکیل می‏ دهد. سابقه استفاده عملیاتی از موشک‏های کروز توسط آمریکا بسیار بیشتر و قدیمی‏تر از روسیه است. روس‏ها تنها اخیرا شلیک موشک کروز به اهداف واقعی در میدان رزم را در مداخله نظامی خود در سوریه تجربه کرده ‏اند. تحلیل‏گران غربی مدعی هستند که هزینه توسعه موشک‏های کروز روسی به مراتب بیشتر از مبالغ صرف شده برای توسعه موشک‏های کروز آمریکایی می ‏باشد. در مورد موشک‏های دریاپایه تنوع شناورهای شلیک‏ کننده موشک‏های آمریکایی بیشتر از طرف روسی است. از اینرو در مقایسه‏ای کلی می‏توان گسترده بهره ‏برداری عملیاتی از موشک‏های کروز را در ارتش آمریکا متنوع‏ تر و بزرگتر از نیروهای مسلح روسیه قلمداد کرد. روسیه بر توسعه موشک‏های کروز با سرعت‏های بالا تمرکز کرده اما در عین حال هزینه بیشتری را نیز صرف نموده است. بطور کلی تعداد پروژه ‏های توسعه موشک کروز که توسط روسیه درسال‏های اخیر علنی شده بیشتر از آمریکا و چین است اما این تردید وجود دارد که عملا همه این پروژه‏ها به مرحله تولید نمونه‏ های عملیاتی نرسیده باشند.

 در مورد موشک‏های هوا به هوا روسیه در چند سال اخیر با مشکلی جدید روبرو شده است. اغلب تامین‏ کنندگان بخش‏های کلیدی این موشک‏ ها در اوکراین قرار دارند و تیرگی شدید روابط مسکو و کیف بر روند توسعه موشک‏های هوا به هوای روسی سایه افکنده است. به طور ویژه می ‏توان به وابستگی کامل صنعت توسعه موشک‏های هوا به هوای روسیه به جستجوگرهای حرارتی اوکراینی اشاره کرد. از طرف دیگر موفقیت عملیاتی موشک هوا به هوا علاوه بر وابستگی به ویژگی‏های خود موشک از شرایط و مشخصه‏ های هدف نیز تاثیرپذیر است. سطح مقطع راداری هواپیماها تاثیر مستقیمی در عملکرد موشک‏های هوا به هوا و موفقیت آنها در اصابت به اهداف ایفاء می‏ کند. هواپیماهای نسل جدید و آینده آمریکا مانند اف-۲۲ و اف-۳۵ بر استفاده از جایگاه حمل مهمات داخلی تاکید دارد و با استفاده از طراحی هندسی جدید همه چیز در خدمت کاهش سطح مقطع راداری قرار دارد. در طرف مقابل اوضاع کمی متفاوت است و روس‏ها هنوز از طراحی هندسی سنتی برای نسل جدید هواپیماهای نظامی خود استفاده می‏ کنند و اصرار بر حمل مهمات به صورت خارجی عملا موجب افزایش سطح مقطع راداری این هواپیماها شده است. وابستگی روسیه به صنعت هوافضایی اوکراین در مورد برخی از موشک‏های بالستیک این کشور نیز قابل ملاحظه است. شرکت اوکراینی یوژماش در ارائه خدمات پشتیبانی و بهسازی زرداخانه موشک‏های بالستیک روسیه نقش مهمی ایفاء می‏ کرد. این رابطه کاری از سال ۲۰۱۴ متوقف شده است. روسیه از چند سال پیش برنامه مفصل به‏ روزرسانی موشک‏های بالستیک قاره‏ پیمای خود را آغاز کرده و هم‏ اکنون در میانه راه اجرای این برنامه قرار دارد. موشک‏های جدیدتر سبک‏تر هستند و وزن سرجنگی آنها کاهش یافته است. بی‏ شک وزن سرجنگی و تعداد سرجنگی قابل حمل توسط موشک‏های بالستیک راهبردی جدید روسی کمتر از نمونه افسانه‏ ای اس‏اس-۱۸ است اما در عین حال چابکی سرجنگی موشک‏های نسل آینده روسی به میزان قابل ملاحظه ‏ای نسبت به اسلاف خود افزایش یافته و از مانورپذیری بالاتری برخوردار می‏ باشند.

در مجموع میزان سرمایه‏ گذاری مالی آمریکا در حوزه توسعه توان تسلیحاتی بیشتر است و از ظرفیت صنعتی بزرگتری نسبت به روسیه برخوردار می‏ باشد. اندازه و تنوع بخش غیرنظامی صنعت هوافضای آمریکا بیشتر از روسیه است و درآمد بیشتری از فروش تجهیزات نظامی و سامانه ‏های تسلیحاتی به جیب می‏زند. علیرغم همه این مسائل نمی‏ توان با قطعیت از برتری فناورانه آمریکا سخن به میان آورد. نکته حائز اهمیت دیگر همکاری آمریکا با سایر کشورها و اجرای پروژه ‏های مشترک توسعه سامانه‏ های موشکی است. مثال بارز این حوزه همکاری شرکت‏های آمریکایی ریتون و لاکهیدمارتین با شرکت‏های سوئدی ساب و نروژی کونگزبرگ برای توسعه سامانه‏ های موشکی می‏ باشد. همکاری آمریکا با این کشورهای حوزه اسکاندیناوی منجر به معرفی برخی از موفق‏ ترین موشک‏های ضدکشتی جهان شده است. رژیم صهیونیستی نیز با تکیه بر تجربه خود در توسعه پهپاد همکاری‏ زیادی با آمریکا برای توسعه برخی از برنامه‏ های موشکی این کشور دارد. برخی از این همکاری‏ها شامل سامانه ‏های موشکی پدافندی زمین به هوا، موشک‏ های کروز با قابلیت گردش طولانی‏ مدت بر فراز منطقه هدف و همچنین موشک‏ها و مهمات کوچک برای تسلیح پهپادها می ‏باشد. دخالت آمریکا از طریق شرکای اروپایی‏ اش در ناتو بر روی روسیه کماکان ادامه دارد و پس از تنش‏ در اوکراین تحریم ‏های جدید موجب شد همکاری مسکو با برخی کشورهای اروپایی در حوزه ‏های نظامی کم‏رنگ شود.

بهرحال روسیه با زمامداری پوتین به عنوان رهبری محبوب دوران جدیدی را تجربه می‏ کند. این کشور به‏ خوبی موفق شده اوضاع اسف‏بار پس از فروپاشی شوروی را پشت سر بگذارد. در حوزه نظامی دولت این کشور برنامه منظمی برای به ‏روزرسانی توان تسلیحاتی نیروهای مسلح تا سال ۲۰۲۰ را دنبال می‏ کند که بطور کلی می‏توان به آن نمره مثبتی داد. مهمترین مزیت روسیه برخورداری از منبع عظیم دانش فنی و تجربه طولانی ‏مدت مهندسی رسوب‏ کرده در دفترهای طراحی باسابقه این کشور است. بسیاری از صاحب‏ نظران در مقایسه ‏ای کلی سواد و بینش مهندسی روس‏ها را فراتر از دیگر کشورها ارزیابی می‏ کنند. اما نباید این واقعیت را کتمان کرد که روس‏ها در بازاریابی برای سامانه تسلیحاتی خود چندان موفق عمل نکرده ‏اند. به نظر می‏ رسد تحلیل روند آینده صنعت دفاعی و معادله‏‏ های حاکم بر بازارهای تسلیحاتی از این پس تنها با تحلیل وضعیت دو قدرت سنتی این حوزه یعنی آمریکا و روسیه منجر به جمع‏ بندی کاملی نمی‏ شود. بدون شک باید با دیده احترام به میهمان تازه ‏وارد این حوزه نگریست. چشم ‏بادامی‏ های پرجمعیت ‏ترین کشور دنیا سهمی تعیین‏ کننده در دنیای تسلیحات آینده ایفاء خواهند کرد.

www.globalsecurity.com

www.nti.org

www.defencetalk.com

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *