خانه / تحلیل، گزارش و مصاحبه / جنگ های آینده و ارتباط آنها با حوزه انسانی

جنگ های آینده و ارتباط آنها با حوزه انسانی

بخش بزرگی از تمرکز صاحب‏ نظران بر وضعیت آینده جنگ افزارهای ارتش آمریکا بر دو محور فناوری و محیط نبرد معطوف است. بدون شک محیط فیزیکی که جنگ افزارهای آینده در آن به کار گرفته می‏ شوند بسیار متفاوت از گذشته است. از طرف دیگر نیز گسترش اشاعه فناوری دسترسی ارزان قیمت و موثر کشورهای مختلف به توانمندی‏های پیچیده و گران‏ قیمت را تسریع می‏بخشد. انتقال قدرت از نظام تک قطبی به نظامی چند قطبی و روابط اقتصادی نوین اجرای عملیاتی نظامی در محیط‏ های نبرد آینده را دشوار و پچیده می‏ سازد. جنگ‏ افزارها در سال ۲۰۵۰ عمدتا ویژه محیط ‏های شهری خواهند بود و در توسعه آنها از فناوری‏ های پیچیده و روش‏های روباتیک استفاده می‏ شود اما کماکان روابط سیاسی و تلاش انسانی در نبردها تاثیرگذار خواهد ماند. کاربران جنگ افزارها در سال ۲۰۵۰ تنها نظامیان نخواهند بود بلکه مجموعه ای از همکاری مشترک بین سازمان‏ها و نهادهای مختلف ملی و بین ‏المللی تعاملات در میدان نبرد را شکل می ‏دهد. علاوه بر این نیروی زمینی آمریکا به دنبال بهبود روش‏های شناخت و درک روش‏های درگیری دشمن در نبردهای آینده می‏ باشد. بر اساس رویکرد این نیرو هر سرباز آمریکایی باید برای حل مشکلات پیچیده در محیط‏های رزمی آینده خود را با شرایط سازگار کرده، واکنش سریع و صحیح را انجام داده و بر چالش‏ها فائق آید. طرف مقابل نیز توسعه و تقویت توانمندی تسلیحاتی خود را دنبال می‏کند و بر روی مهمات انفجاری نفوذگر برای مقابله با پوشش‏ های زرهی جنگ افزارهای نیروی زمینی آمریکا کار خواهد کرد. گروه‏های مسلح در عراق و افغانستان بارها از بمب‏های دست ساز کنار جاده‏ای علیه نیروهای آمریکایی استفاده کرده‏ اند و نیروهای حماس در باریکه غزه و گروه داعش در سوریه و عراق بارها از پهپادها استفاده نموده ‏اند. بنابر تحلیل برنامه ‏ریزان نیروی زمینی ارتش آمریکا دشمنان این کشور با استفاده از فناوری‏ های در دسترس و مقرون به صرفه و با تکیه بر توان صنعتی بومی موفق به تولید تجهیزات نظامی شده ‏اند که تاثیر مستقیمی بر عملکرد آنها در رویارویی با نیروهای آمریکایی در میدان نبرد دارد. این تلاش‏ها تنها به حوزه تجهیزات سخت افزاری محدود نمی‏ شود و تقویت توان تهاجمی هکر و قابلیت نفوذ آنها به شبکه ‏های امن دولت آمریکا نیز نگرانی‏ های زیادی را در پی داشته است. در ادامه این نوشتار ابتدا چگونگی ناکارآمدی رویکردهای فناورانه و تبعات آنها در بدست آوردن مزایای تاکتیکی، عملیاتی و یا راهبردی ناشی از گسترش دسترسی همگان به فناوری و سهولت رویارویی با توانمندی‏های فناورانه نظامی مورد بحث و بررسی قرار می‏ گیرد. سپس روندهای اجتماعی که محیط‏های عملیاتی آینده را شکل داده و در نتیجه مسیر نبردها را در سال‏های پیش رو مشخص می‏ کنند مرور می‏ شود. بررسی روند تغییر ترکیب قدرت‏ های ژئوپلتیک و تکامل نقش سربازان در نبردهای آینده مطالعه می‏ شود و راه‏های پیش‏روی نیروی زمینی ارتش آمریکا بررسی خواهد شد.

تغییرات فناوری در چند دهه اخیر با نرخ بالایی رخ داده است. پیشرفت ها در بکارگیری پهپادها و سایر سامانه‏ های بدون سرنشین در پانزده سال اخیر چهره تجهیزات نظامی و فناوری جنگ افزار جهان را دگرگون ساخته است. امروزه یک خلبان می تواند با نشستن روبروی صفحه نمایشگر در یک کانکس در صحرای نوادا عملیات تجسس و شناسایی هوایی را در حریم هوایی کشوری دیگر در هزاران کیلومتر آنطرف تر هدایت کند. البته آمریکا یکه‏ تاز این فناوری و توانمندی عملیاتی در جهان نمی باشد. در حال حاضر ۱۱ کشور مختلف استفاده از پهپادهای مسلح را در ارتش خود آغاز کرده اند. در این فهرست علاوه بر چین و پاکستان نام سومالی نیز دیده می شود و البته فهرست کشورهای توسعه دهنده پهپادهای نظامی به مراتب بلندتر است. از طرف دیگر گروه های مسلح مانند داعش نیز در مواردی استفاده از پهپاد را تجربه کرده اند. گستره استفاده از سامانه های بدون سرنشین نظامی تنها به هوا محدود نمی شود بلکه در زمین، دریا و حتی محیط فضا بکارگیری این تجهیزات اغاز شده است. در حالی که آمریکا تلاش می کند با اعمال سیاست های محدودکننده اشاعه این فناوری را کنترل کند و مانع از دسترسی بسیاری از کشورها به آن شود، چین در مسیر مقابل عرضه هواپیمای بدون سرنشین را به کشورهای کمتر توسعه یافته و اصولا هر مشتری از هر نقطه جهان دنبال می کند. روس ها نیز از قافله عقب نمانده‏ اند. این کشور قصد دارد تا سال ۲۰۱۸ استفاده عملیاتی از خودروهای رزمی بدون سرنشین را آغاز نماید. روسیه همچنین سرمایه گذاری گسترده ‏ای را بر روی پژوهش در حوزه روباتیک نظامی انجام داده است. هوش مصنوعی حوزه دیگری می‏ باشد که مورد توجه نیروهای مسلح قرار گرفته است. توان خارق‏ العاده این فناوری در جستجوی سریع و مطمئن در میان حجم بسیار بالای داده ها و یافتن نتایج مورد نیاز تحلیل گران نظامی کاربرد آنها را به شدت افزایش داده است. توسعه تجهیزات مبتنی بر یادگیری از طریق هوش مصنوعی با اقبال زیادی مواجه شده است. ارتش آمریکا امیدوار است تا سال ۲۰۵۰ موفق شود از هوش مصنوعی با اطمینان بالایی در فرآیندهای داده‏ کاوی و تصمیم‏سازی در ماموریت‏های خطیر نظامی استفاده کرده و این فناوری را به ابزاری پرمصرف برای تحلیل‏گران و فرماندهان عملیات تبدیل کند. استفاده از هوش مصنوعی منتقدان زیادی نیز دارد و بعضی معتقدند باید حد و مرز مشخصی برای استفاده از این فناوری در تجهیزات نظامی مشخص گردد. سازمان دیده‏ بان حقوق بشر و برخی نهادهای بین‏ المللی مرتبط با انتشار گزارش ‏های مختلف نگرانی خود را از چالش پیش‏رو ناشی از گسترش سریع سامانه‏ های هوشمند نظامی اعلام کرده ‏اند.

تولید افزودنی میهمان تازه واردی به شمار می‏ رود که زمینه را برای دسترسی ساده ‏تر به فناوری نظامی مهیا کرده بگونه‏ ایکه با در اختیار داشتن یک چاپگر سه بعدی می‏ توان نمونه اولیه بسیاری از تجهیزات نظامی را تولید کرد. انتظار می‏ رود تا سال ۲۰۵۰ استفاده از این فناوری مبتنی بر چاپ سه بعدی نیاز به ساخت و نگهداری قطعات یدکی و تعویضی را از بین ببرد و در سریع ترین زمان ممکن بتوان قعطات آسیب دیده تجهیزات نظامی را تامین کرد. در صورت اعزام سربازان به ماموریت‏ های نظامی در محیط‏های دورافتاده دیگر نیاز به حمل تجهیزات و ادوات سنگین و جاگیر نخواهد بود. با استفاده از فناوری تولید افزودنی و با کمک تکنیک های نانوفناوری می ‏توان مقاوم‏ ترین سازه ‏ها و تجهیزات را با استفاده از منابع در دسترس محلی برای سربازان تولید کرد. داروهای تخصصی و ویژه را می توان با چاپگر سه بعدی تهیه کرد و در اختیار سربازان و مجروحان جنگی و حتی آسیب دیدگان بلایای طبیعی قرار داد. با استفاده از برنامه ‏های رایانه‏ ای می ‏توان ترکیب بهینه داروها و حتی مواد غذایی موردنیاز سربازان را برحسب مورد و شرایط میدانی تعیین نمود. این فناوری کارآمد حتی می‏تواند در رفع جراحات و آسیب‏های فیزیکی به بدن سربازان شامل عضلات، استخوان بندی، عصب‏ها، دستگاه هاضمه و دستگاه تنفس بکار گرفته شود. حتی می‏توان مواد منفجره را با استفاده از فناوری تولید افزودنی و چاپگرهای سه بعدی تولید کرد و به‏کار گرفت. سامانه‏ های اطلاعاتی به مثابه شمشیر دو لبه عمل می‏ کنند. نشر و گسترش اطلاعات غلط و گمراه ‏کننده می‏ تواند کارآیی و تاثیرگذاری این سامانه‏ ها را در محیط‏ های رزمی و نظامی تحت تاثیر قرار دهد. آمریکا همواره چین و روسیه را متهم می‏ کند که در فضاهای مجازی و شبکه‏ های اجتماعی با راه ‏اندازی جریان اطلاعات غلط تبلیغات وسیعی را ایجاد می‏ کنند. در شرایط جنگی و در محیط‏های عملیاتی سربازان و شهروندان معمولی دسترسی سریع و کاملی به اطلاعات دارند و به راحتی می‏ توان در راستای اهداف خود ذهن آنها را منحرف ساخت و در مسیر مقاصد دشمن به کار گرفت. دارپا کار بر روی فناوری‏ های واقعیت مجازی و واقعیت افزوده را با جدیت دنبال می ‏کند و انتظار می‏ رود نمونه ‏های عملیاتی این سامانه‏ های به زودی وارد خدمت شوند. در حالیکه این فناوری‏‏ها می‏ توانند عملکرد سربازان را افزایش داده و توانایی آنها را بالا ببرند اما در عین حال ممکن است به عنوان ابزار علیه خود آنها به کار گرفته شود و به صورت مدخلی برای ارائه اطلاعات غلط به نیروها عمل کنند. از نگاه مثبت می ‏توان افزایش آگاهی محیطی سربازان و کمک به بالابردن توان تعامل آنها به سایر اجزاء محیط پیرامونی را در زمره مهمترین مزایایی استفاده از سامانه‏ های واقعیت مجازی و واقعیت افزوده توسط نیروی زمینی بر شمرد. با استفاده از فناوری‏ هایی مانند تِرا بِلا شرکت گوگل می ‏توان به راحتی به تصاویر بسیار با کیفیت ماهواره ‏ای دسترسی داشت و از آنها برای پایش فعالیت‏ها در میدان رزم بهره گرفت. شاید بتوان تولید و عرضه گسترده رایانه ‏های شخصی را به‏ عنوان مطلعی مهم در فراگیرشدن فناوری در جهان قلمداد کرد. انتظار این روند گسترش دسترسی همگان به فناوری تا سال ۲۰۵۰ به صورت پرشتاب تداوم داشته باشد. همانطور که اشاره شد بکارگیری تجهیزات نظامی بدون سرنشین توسط نیروهای مسلح کشورهای مختلف در پانزده سال گذشته روندی صعودی را در بر داشته است. این وضعیت در مورد گروه‏ های مسلح غیردولتی نیز دست‏کم در پنج سال گذشته به خوبی مشهود بوده است. امروزه می‏ توان به راحتی و با استفاده از خدمات خرید اینترنتی تجهیزات روباتیک را خریداری کرد و به هر جایی از جهان انتقال داد و به سهولت در میدان رزم بکار گرفت. از طرف دیگر توسعه فناوری تولید افزودنی شرایطی را مهیا کرده که بر اساس آن می‏ توان تجهیزات و سامانه های نظامی بدون سرنشین را به راحتی با استفاده از چاپگرهای سه بعدی تولید کرد. تحلیل‏گران امنیتی آمریکا برآورد می‏کنند که دشمنان این کشور بتوانند تا سال ۲۰۵۰ اغلب قطعات و اجزاء روبات‏ها را با استفاده از فناوری چاپ سه بعدی تولید کنند و بر اساس نیاز میدانی مهمات لازم برای استفاده در محیط‏ های عملیاتی را بسازند.

 

برآوردهای سازمان ملل متحد نشان می دهد که تا سال ۲۰۵۰ بیش از ۶۶ درصد جمعیت جهان شهرنشین خواهند بود. بر این اساس می توان انتظار داشت که تا سال ۲۰۵۰ نزدیک به ۶،۴ میلیارد نفر از جمعیت جهان در مناطق شهری زندگی خواهند کرد. این رقم معادل ۷۸ درصد جمعیت کنونی دنیا می باشد. در این شرایط کلان شهرها و مناطق پرتراکم شهری به نگرانی های بزرگ و جدی امنیتی و نظامی تبدیل می شوند. ابرشهرهای آینده کانون قدرت اقتصادی و سیاسی خواهند بود. جنگیدن و پیروزی در نبرد در چنین محیط هایی از نظر فنی و فیزیکی بسیار دشوار خواهد بود. سازمان ملل متحد برآورد کرده است که در یک دهه اخیر حدود ۳۳ درصد از جمعیت شهری جهان در زاغه ها به ویژه در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند. انتظار می رود جمعیت این طیف از حاشیه نشین ها تا سال ۲۰۲۰ به ۴۰ درصد مجموع جمعیت شهری جهان برسد اگر دولت ها فکر اساسی به حال زاغه نشینی نکند. تا سال ۲۰۵۰ حدود ۷۹ درصد از جمعیت جهان در آسیا و آفریقا ساکن خواهند بود. پیش بینی می شود بیشترین نرخ رشد جمعیت در قاره آفریقا رخ دهد. اگرچه برخی گزارش های منتشر شده نشان از کاهش تعداد کل مناطق زاغه ای اطراف شهرها را دارد اما تحولاتی همچون تغییرات اقلیمی، منازعات منطقه ای و بحران های اقتصادی روند مهاجرت به ابرشهرها را تندتر می کند به گونه ای که کنترل شهرنشینی و البته هجوم جمعیت به مناطق حاشیه ای شهرها برای دولت ها دشوار خواهد بود. دو روند مهم دیگر در ترکیب جمعیتی آینده جهان ملموس است. انتقال جمعیت از مناطق روستایی به مناطق ساحلی و افزایش جمعیت طبقه متوسط جوامع در آینده قابل پیش بینی است. نتایج مطالعات آینده پژوهی بسیاری از نهادها و مراکز پژوهشی حاکی از رشد خیره کننده جمعیت طبقه متوسط در جهان می باشد. دسترسی این قشر از جامعه به منابع مالی و برخورداری آنان از تحصیلات عالی طبقه جدیدی از جامعه را شکل خواهد داد. در چنین شرایطی صنایع اتکا خود به نیروی کار غیرماهر را با اتکا به منابع انسانی بسیار ماهر جدید عوض می کند و انتظار می رود انقلاب صنعتی چهارم با ظهور جمعیت بزرگی از نیروی کار بسیار ماهر تحصیل کرده به وقوع بپیوندد. دستاوردهای پیشرفته در حوزه هایی همچون نانوفناوری، رباتیک، هوش مصنوعی ، تولید افزودنی و زیست فناوری و گسترش کاربردهای صنعتی آنها زمینه های اولیه برای حرکت به این سمت و سو را نوید می دهد.

با گسترش میزان مهاجرت به مناطق شهری در سال های آینده اهمیت ابرشهرها برای دولت ها بیش از بیش پر رنگ می‏شود. علاوه بر اهمیت جمعیت این مناطق سهم عمده آنها در تولید ناخالص ملی کشورها بر اهمیت اقتصادی کلان شهرها خواهد افزود. ابرشهرها در کشورهای توسعه یافته به کانون های اصلی صنعت، اقتصاد، جامعه، فرهنگ و سیاست تبدیل می شوند. این روند در کشورهای کمتر توسعه یافته منجر به تمرکز بیش از حد منابع در کلان شهرها شده و ممکن است به بروز درگیری های خونین و قحطی در مناطق روستایی منجر شود. از منظر نظامی انجام عملیات در محیط های شهری پر تراکم با چالش های فراوانی روبرو خواهد بود. تجربه های اخیر امریکا در عراق و افغانستان مبین این واقعیت می باشد. گرچه نیاز به توسعه جنگ افزارهای متعارف و سنتی در سالهای آینده مرتفع نخواهد شد، اما به نظر می رسد افزایش توانمندی های عملیاتی و میدانی برای تضمین امنیت و تقویت توان ماموریتی نیروهای مسلح در محیط های پرتجمع شهری یک الزام کلیدی در دهه های پیش رو بدل خواهد شد. افزایش جمعیت و شهرنشینی در کنار پیشرفت های فناوری قدرت و توانمندی فردی انسان های آینده را افزایش می دهد. این امر در کنار افزایش جمعیت جامعه متوسط منجر به بالا رفتن سرمایه های انسانی در جوامع آینده می شود. با بزرگ شدن طبقه  متوسط، سواد عمومی و سطح تحصیلات جامعه افزایش می یابد و دسترسی بیشتر مردم به خدمات پزشکی و درمانی طول عمر جمعیت را زیاد خواهد کرد. بنابراین جوامع تحصیل کرده و سالمی ایجاد می شوند که تا پیش از آن وجود نداشتند اما این واقعیت لزوما به معنای دستیابی به  زندگی متناسب تر و صلح آمیزتر نسبت به گذشته نخواهد بود.  دست کم می توان این ادعا را تا افق سال ۲۰۵۰ با جدیت مطرح کرد. برخی تحلیل گران امور اجتماعی با اشاره به وضعیت کنونی جهان تاکید می کنند که  بسیاری از اعضای گروههای مسلح خشن از میان قشر تحصیلکرده و حتی موفق جوامع غربی برخواسته اند. واقعیت امروز نشان می دهد که محرومیت اجتماعی (شامل فقر و کم سوادی)  تنها دلیل و خاستگاه تروریسم و خشونت نمی باشد بلکه محرومیت نسبی در برخی از شئون اجتماعی می تواند عامل محرک پیوستن افراد به گرو ههای خشن و تروریستی قلمداد شود. در این شرایط سوال مهمی مطرح می شود که آیا ترکیب اجتماعی جوامع آینده در کنار محرومیت های نسبی می تواند موجب اعتراض همگانی و رویارویی افراد با نظام های حاکم بر کشورها شود؟

رویدادهای اخیر در خاور میانه و شمال آفریقا احتمال تحقق این پیش بینی را افزایش می دهد. شکل گیری و گسترش گروه داعش نشان داد که چگونه مجموعه ای از افراد در یک جغرافیای پراکنده می توانند حول محور علاقه مندی یا باور مشترک جمع شده و گروهی مصمم و قدرتمند را شکل دهند. در شرایط نابسامان سوریه و عراق داعش موفق شد به طور بسیار منسجم ساختار خود را در میان صدها گروه مسلح متنوع ایجاد کرده و تقویت نماید. این گروه به طور موثر از ابزارهای تبلیغاتی و رسانه های مختلف برای جلب حامیان استفاده کرد. از منظر تاکتیکی نیز بهره گیری داعش از تجهیزات نظامی روزآمد مانند پهپاد در عملیات های تجسس و شناسایی حائز اهمیت است. همچنین گزارش هایی منتشر شده که داعش در تلاش است بمب های کنار جاده ای را هوشمندتر کند. در چنی ششرایطی و با توجه به افزایش دسترسی همگان به فناوری های نظامی شاهد آن هستیم که سربازان آمریکایی در میدان رزم در مقابل گروههای مسلح نیازمند استفاده از روش ها و تجهیزات کارآمدتری برای دفاع از خود شده اند. اما در نگاهی کلان تر به آینده می توان مدعی شد که علاوه بر دسترسی عمومی به فناوری چالش جدی تر ارتش آمریکا در جنگ های آینده انسان های متفاوت نسبت به گذشته خواهد بود.

بسیاری از تحلیل گران فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ را سرآغازی برای یک دنیایی جدید تلقی می کردند. به طور مثال فرانسیس فوکویاما در کتاب خود با نام پایان تاریخ پیش بینی کرده بود که نظام بین الملل دیگر تحت تاثیر جریان های فکری و ایدئولوژیک قرار نمی گیرد و مدعی شده بود مدل غربی لیبرال دموکراسی بر جهان چیره شده و آینده صلح آمیزی را فراهم خواهد کرد. چنین تفکرهایی با وقوع حملات ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ متزلزل شد.  این حملات قدرت بلامنازع ادعا شده برای غرب را به چالش کشید و به زعم بسیاری برگ جدیدی را در تاریخ علوم سیاسی و روابط بین الملل ورق زد. از آن زمان به بعد و پس از  حمله نظامی خشن آمریکا به افغانستان و عراق گروه های نظامی مختلف به صورت قارچ گونه ای ایجاد شدند. در سال ۲۰۰۸ بحران اقتصادی جهانی دامن گیر بسیاری از کشورهای جهان شد و چند سال بعد  تحولاتی موسوم به بهار عربی خاور میانه و شمال آفریقا را در بر گرفت. تحولات سال های اخیر سوریه و ظهور داعش معادلات را به گونه ای دیگر رقم زد. فعال تر شدن روسیه در تحولات منطقه و افزایش تنش در آسیای دور همزمان با بالا گرفتن ادعا های ارزی چین تحقق نظام بین الملل چند قطبی را بیش از پیش نمایان کرد. در این شرایط تحولی مهم رخ داده است که به کشورها و روابط داخلی نظام بین الملل مربوط نمی شود بلکه مستقیما با شهروندان در ارتباط است. افراد جوامع امروزی قدرتمند تر،  با اطلاع تر و تاثیر گذار تر از گذشته شده اند. این تحلیل بدان معنا نیست که ترکیب جمعیتی آینده جهان نظام بین الملل و روابط بین کشورها را به طور کامل دگرگون خواهد ساخت. تحلیل گران غربی معتقدند که این تحولات موجب می شود هژمونی جهانی آمریکا به میزان زیادی تحت تاثیر قرار گیرد و دامنه و عمق نفوذ این کشور بر سایر جوامع کاهش یابد. به یقین می توان مدعی شد که سابقه ۲۵ ساله نظام تک قطبی جهان به پایان رسیده  و آمریکا برای حفظ مزیت های راهبردی خود در دهه های آینده باید فکری اساسی کند. همچنین به نظر می رسد تحولات اجتماعی و انسانی آینده موجب می شود تعریف منافع ملی آمریکا در چارچوب کلان بین المللی با تغییرات زیادی مواجه شده و واشنگتن باید راهبرد متناسبی برای باز تعریف این ارزش ها را دنبال کند.

با افزایش دسترسی همگان به فناوری، تغییرات گسترده در ترکیب اجتماعی جوامع و استقرار نظام جدید بین المللی، نیروهای مسلح آمریکا در افق ۲۰۵۰ علاوه بر وجه سخت افزاری قدرت نظامی این کشور  به مثابه توان نرم آفندی آمریکا نیز عمل خواهند کرد. تجربه آمریکا از زمان پایان جنگ سرد و جنگ های بزرگ ۱۵ سال گذشته فرماندهان ارشد ارتش این کشور را قانع کرده است که باید نقش های متنوعی را به عنوان وظایف میدانی سربازان خود تعریف کند. اگر آمریکا بخواهد در آینده نیز به حضور و دخالت نظامی مستقیم خود در سایر کشورها ادامه دهد باید سربازانی را تربیت کند که علاوه بر مهارت های نظامی به توانمندی تعامل با ساکنان محلی و فرهنگ های منطقه ای مجهز شده باشند. در این شرایط استفاده از فناوری های روزآمد مانند واقعیت مجازی و هوش مصنوعی می تواند ابزارهای موثری در اختیار سربازان قرار دهد. کلیدی ترین مهارت مورد نیاز سربازان قدرت تعامل با جوامع محلی و قابلیت شناسایی تهدیدها در کمترین زمان ممکن می باشد. سازماندهی نیروهای محلی و بکارگیری سربازان در مناطق ماموریتی ارتش آمریکا خارج ار خاک این کشور در کنار آموزش مهارت های لازم به آنها حتی تا سال ۲۰۵۰ نیز به عنوان یک واقعیت میدانی تاثیر گذار تداوم خواهد داشت. در این محیط عملیاتی جدید برخورداری سربازان آمریکایی از مهارت های فرهنگی و زبان های محلی کمک شایانی به ایفای نقش آنها خواهد کرد.

http://smallwarsjournal.com

www.upi.com

www.defencetalk.com

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *